
مراسم تدفین آیت الله منتظری ساعت 9صبح دوشنبه در قم برگزار می شود.
پیكر ایشان در حرم حضرت معصومه (ع) دفن خواهد شد.
درگذشت فقیه عالیقدر حضرت آیتالله العظمی منتظری طاب ثراه و قدس سره که سالهای بسیاری از عمر شریف خویش را در مسیر پیشبرد اهداف عالیه اسلام و انقلاب شکوهمند اسلامی سپری کرد، بیشک ضایعهای بر جان حوزههای علمیه است.
حجتالاسلام و المسلمین سیدحسن خمینی در پیامی رحلت آیتالله منتظری را تسلیت گفت.
به گزارش کلمه متن پیام یادگار امام (ره) خطاب به فرزند مرحوم آیتالله منتظری بدین شرح است:
بسمه تعالی
جناب حجتالاسلام و المسلمین آقای حاج شیخ احمد منتظری دامت برکاته
درگذشت فقیه عالیقدر حضرت آیتالله العظمی منتظری طاب ثراه و قدس سره که سالهای بسیاری از عمر شریف خویش را در مسیر پیشبرد اهداف عالیه اسلام و انقلاب شکوهمند اسلامی سپری کرد، بیشک ضایعهای بر جان حوزههای علمیه است.
اینجانب این مصیبت سنگین را خدمت ولی الله الاعظم، حوزههای علمیه، مراجع تقلید و بیت شریف ایشان تسلیت عرض نموده و برای آن فقید سعید از خداوند متعال علو درجات مسئلت مینمایم.
کلمه:میر حسین موسوی و مهدی کروبی در بیانیه مشترکی ضمن اعلام عزای عمومی در روز دوشنبه ۳۰ آذر ۱۳۸۸(فردا) از عموم ایرانیان در خواست کردند در مراسم تشییع پیکر آیت الله منتظری، فقیه عالیقدر که فردا ساعت ۹ صبح از مقابل بیت معظم ایشان در قم (بلوار شهید محمد منتظری، کوچه دوازدهم) تا حرم مطهر حضرت معصومه (س) برگزار می شود شرکت کنند.
به گزارش سایت کلمه متن کامل اطلاعیه میرحسین موسوی و مهدی کروبی از این قرار است:
بسم الله الرحمن الرحیم
انا لله و انا الیه راجعون
پیرو فراخوان تعدادی از مراجع عظام تقلید، برای سوگیاد درگذشت مرجع گرانپایه تشیع، فقیه عالیقدر و مجاهد آزاده، حضرت آیت الله العظمی حسینعلی منتظری فردا – دوشنبه ۳۰ آذر ۱۳۸۸- را عزای عمومی اعلام می کنیم و از مومنان عزادار آن فخر جهان دعوت می نماییم در مراسم تشییع پیکر پاک آن اسطوره مجاهدت، فقاهت و معنویت شرکت نمایند.
میرحسین موسوی و مهدی کروبی
میرحسین موسوی در پیامی خطاب به فرزند آیت االله العظمی منتظری ضایعه در گذشت ایشان را تسلیت گفت. به گزارش کلمه متن این پیام بدین شرح است:
بسمه تعالی
دوست گرامی جناب حجت الاسلام و المسلمین احمد منتظری
با سلام درگذشت فقیه مبارز مرحوم آیت الله العظمی منتظری را به حضرتعالی و بیت مکرم منتظری تسلیت عرض میکنم واز خداوند منان برای آن عالم بزرگ علو درجات و مغفرت و رحمت آرزومندم. این ضایعه عظیمی است که مجموعه علمای دین باید نسبت به جبران آن اقدام کنند. وجود کسانی چون آیتالله العظمی منتظری برای نسل جوان این کشور مدرکی بود که آنان را به برخوردی عمیقتر با نیازهایشان برای بهرهمندی از پشتوانههای روحانیت آگاه متقاعد میکرد. امیدوارم اینک که او از میان ما رفته است دانشمندانی دیگر این ضرورت انکارناپذیر را پاسخ بگویند و اجازه ندهند که وسوسهها و زمزمهها آنان را از تکالیفی که نسبت به اسلام و نسلهای امروز و فردا دارند منصرف کند.
میرحسین موسوی
متن كامل این پیام بدین شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم
هو الباقی
رحلت عالم زاهد ومجتهد والاقدر، مجاهد نستوه، فقیه، كلامی، جامع معقول و منقول حضرت آیت الله العظمی منتظری رضوان اله علیه را به ساحت مبارك حضرت ولی الله الاعظم، به حوزه های علمیه، به همه ارادتمندان، دوستداران آن فقید سعید و بیت شریف و بستگان و فرزندان محترمشان از صمیم قلب تسلیت عرض می كنم.
عالم و متفكر و فقیه بزرگواری رخ در نقاب خاك كشید كه در عرصه علم و عمل همه عمر پربركت خود را در مسیری كه رضایت خداوند را در آن می دانست مصروف كرد و برای خدا و خدمت به بندگان او و دفاع از میهن و مردم،رنجها،در به دری ها و زندانها و شكنجه ها را با سینه ای گشاده تحمل كرد و عزیز ترین سرمایه اش یعنی فرزند عزیز و مجاهدش حجه الاسلام والمسلمین محمد منتظری را نیز تقدیم انقلاب و راه خدا كرد.
آن بزرگ از ارادتمندان حضرت امام و از سردمداران و پایه های انقلاب بزرگی بود كه به رهبری ممتاز حضرت امام بالمال به پیروزی رسید.
بدون تردید فقدان این عالم ربانی برای اسلام و تشیع و بخصوص حوزه های علمیه خسارتی بزرگ است و از خدا می خواهم كه آنرا به لطف بیكران خود جبران نماید و روان پاك این عزیز را در بحبوحه رضوان و بهشت خود متنعم گرداند.
سید محمد خاتمی
به گزارش آینده به نقل از صحیفه امام خمینی متن آخرین مکاتبه آیت الله منتظری با امام خمینی (ره) و جوابیه امام خمینی به ایشان بدین شرح می باشد:
بسم اللّه الرحمن الرحیم.
محضر مبارک آیت اللّه العظمى امام خمینى – مدظله العالى
پس از سلام و تحیت، مرقومه شریفه مورخ ۶/۱/۶۸ واصل شد.
ضمن تشکر از ارشادات و راهنماییهاى حضرتعالى به عرض مى رساند، مطمئن باشید همان طور که از آغاز مبارزه تاکنون در همه مراحل همچون سربازى فداکار و از خود گذشته و مطیع در کنار حضرتعالى و در مسیر اسلام و انقلاب بوده ام، اینک نیز خود را ملزم به اطاعت و اجراى دستورات حضرتعالى مى دانم، زیرا بقا وثبات نظام اسلامى مرهون اطاعت ازمقام معظم رهبرى است.
براى هیچ کس قابل شک نیست که این انقلاب عظیم تا کنون در سایه رهبرى و ارشادات حضرتعالى از خطرات مهمى گذشته ، و دشمنان زیادى همچون منافقین کوردل، که دستشان به خون هزاران نفر از مردم و شخصیتهاى عزیز ما و از جمله فرزند عزیز خود من(۱) آغشته است، و سایر جناحهاى مخالف و ضد انقلاب و سازشکار و لیبرال مابهاى کج فکر را رسوا واز صحنه خارج نموده است.
آیا جنایات هولناک وضربات ناجوانمردانه این روسیاهان کوردل به انقلاب و کشور و ملت عزیز و فداکار ما فراموش شدنى است? و اگر بلندگوهاى آنان و رادیوهاى بیگانه خیال مى کنند با جوسازیها و نشر اکاذیب و شایعه پراکنیها به نام اینجانب مى توانند به اهداف شوم خود برسند و در همبستگى ملت ما رخنه کنند، سخت در اشتباهند.
و راجع به تعیین اینجانب به عنوان قائم مقام رهبرى، خود من از اول جدا مخالف بودم، و با توجه به مشکلات زیاد و سنگینى بار مسئولیت، همان وقت به مجلس خبرگان نوشتم که تعیین اینجانب به مصلحت نبوده است.
و اکنون نیز عدم آمادگى خود را صریحا اعلام مى کنم.
و از حضرتعالى تقاضا مى کنم به مجلس خبرگان دستور دهید مصلحت آینده اسلام و انقلاب و کشور را قاطعانه در نظر بگیرند.
و به من اجازه فرمایید همچون گذشته یک طلبه کوچک و حقیر در حوزه علمیه به تدریس و فعالیتهاى علمى و خدمت به اسلام و انقلاب، زیر سایه رهبرى حکیمانه حضرتعالى، اشتغال داشته باشم.
و اگر اشتباهات و ضعفهایى که لازمه طبیعت انسان است رخ داده باشد، انشاءاللّه با رهبریهاى حضرتعالى مرتفع گردد.
و از همه برادران و خواهران عزیز و علاقه مند تقاضا مى کنم مبادا در مورد تصمیم مقام معظم رهبرى و خبرگان محترم، به بهانه حمایت از من، کارى انجام دهند و یا کلمه اى بر زبان جارى نمایند، زیرا مقام معظم رهبرى و خبرگان جز خیر و مصلحت اسلام و انقلاب را نمى خواهند.
امید است این شاگرد مخلص را همیشه از راهنماییهاى ارزنده خود بهره مند، و از دعاى خیر فراموش نفرمایید.
والسلام علیکم و رحمةاللّه و برکاته .
۷ / ۱ / ۶۸ – حسینعلى منتظرى
پاسخ امام خمینی(ره):
۸ فروردین ۱۳۶۸ / ۲۰ شعبان ۱۴۰۹
بسم اللّه الرحمن الرحیم
جناب حجت الاسلام و المسلمین آقاى منتظرى – دامت افاضاته با سلام و آرزوى موفقیت براى شما، همانطور که نوشته اید رهبرى نظام جمهورى اسلامى کار مشکل و مسئولیت سنگین و خطیرى است که تحملى بیش از طاقت شما مى خواهد.
و به همین جهت، هم شما و هم من از ابتدا با انتخاب شما مخالف بودیم، و در این زمینه هر دو مثل هم فکر مى کردیم.
ولى خبرگان به این نتیجه رسیده بودند، و من هم نمى خواستم در محدوده قانونى آنها دخالت کنم.
از اینکه عدم آمادگى خود را براى پست قائم مقامى رهبرى اعلام کرده اید پس از قبول، صمیمانه از شما تشکر مى نمایم.
همه مى دانند که شما حاصل عمر من بوده اید، و من به شما شدیدا علاقه مندم.
براى اینکه اشتباهات گذشته تکرار نگردد، به شما نصیحت مى کنم که بیت خود را از افراد ناصالح پاک نمایید، و از رفت و آمد مخالفین نظام،که به اسم علاقه به اسلام و جمهورى اسلامى خود را جا مى زنند، جدا جلوگیرى کنید.
من این تذکر را در قضیه مهدى هاشمى هم به شما دادم.
من صلاح شما و انقلاب را در این مى بینم که شما فقیهى باشید که نظام و مردم از نظرات شما استفاده کنند.
از پخش دروغهاى رادیو بیگانه متاثر نباشید.
مردم ما شما را خوب مى شناسند، و حیله هاى دشمن را هم خوب درک کرده اند که با نسبت هر چیزى به مقامات ایران کینه خود را به اسلام نشان مى دهند.
طلاب عزیز، ائمه محترم جمعه و جماعات، روزنامه ها، و رادیو – تلویزیون، باید براى مردم این قضیه ساده را روشن کنند که در اسلام مصلحت نظام از مسائلى است که مقدم بر هر چیز است، و همه باید تابع آن باشیم.
جنابعالى انشاءاللّه با درس و بحث خود حوزه و نظام را گرمى مى بخشید.
والسلام علیکم.
کلمه:آیتالله العظمی منتظری، از مراجع عالیقدر تقلید که هشتاد و هفتمین سال عمرش را میگذراند، شب گذشته بر اثر بیماری در شهر قم به دیار باقی شتافت.
حجتالاسلام احمد منتظری در گفتوگو با ایلنا با تایید خبر فوت آیتالله منتظری گفت:شب گذشته آیتالله منتظری براثر بیماری درگذشت.
آیات امینی و صانعی هم اکنون در بیت آیتالله منتظری حضور دارند.
پایگاه خبری کلمه درگذشت این مرجع عالیقدر را به ملت ایران تسلیت میگوید.
اخبار اولیه حاکی از آن است که شب گذشته آیتالله منتظری بعد از خواندن نماز شب و بعد از دقایقی که به بستر رفته بود، درگذشت.
زندگینامه آیتالله منتظری
آیتالله العظمی حسین علی منتظری در سال ۱۳۰۱ در نجف آباد اصفهان به دنیا آمد، پدرش حاج علی کشاورز سادهای بود که در کنار کار روزانهاش با کتاب و کتابخانه دمساز، و معلم اخلاق و مدرس قرآن بود. منتظری از هفت سالگی آموختن را با ادبیات فارسی و سپس صرف و نحو عربی آغاز کرد، و در سن ۱۲ سالگی به حوزهٔ علمیهٔ اصفهان وارد شده و در سن ۱۹ سالگی اصفهان را برای ادامهٔ تحصیل ترک کرد و به قم آمد.
پس از رحلت آیت الله العظمی سید حسین طباطبایی بروجردی (در سال ۱۳۴۰ خورشیدی) نظر بسیاری از بزرگان و اساتید حوزهٔ علمیه متوجه چند نفر از علما از جمله حضرات آیات عظام سید محمدرضا گلپایگانی،سید محمد صادق روحانی، شهابالدین مرعشی نجفی و امام خمینی گردید. از جمله منتظری و آیت الله مطهری قائل به اعلمیت امام خمینی بوده و زعامت وی را به صلاح اسلام و مسلمین تشخیص دادند.
او در جریان مبارزات انقلاب بارها دستگیر شد، در عید نوروز سال ۱۳۴۵ به دنبال دستگیری محمد منتظری به دلیل پخش اعلامیه در حرم حضرت معصومه ساواک بی درنگ به سراغ آیتالله منتظری رفته و او که چند ماه پیش از آن در زندان بود را بازداشت نمود و بالاخره اعتراض علما و روحانیون حوزهٔ علمیه موجب شد تا او پس از هفت ماه از زندان آزاد گردد.
حسین علی منتظری چند ماه پس از آزادی از زندان جهت توسعهبخشی و تداوم جریان مبارزه ضرورتاً به طور مخفیانه برای زیارت عتبات در عراق و ملاقات با آیت الله العظمی روح الله خمینی راهی عراق شد، اما حکومت که از این سفر مطلع شده بود هنگام بازگشت از عراق او را در منطقهٔ مرزی دستگیر و روانهٔ زندان کرد، که پس از تحمل حدود پنج ماه زندان آزاد گردید.
ساواک در خارج از زندان نیز همیشه او را تحت نظر داشته و در زمان برگزاری جشنهای تاجگذاری به عنوان راهکاری جدید تصمیم به تبعید وی به مسجد سلیمان گرفت، که این تبعید سه ماه به طول انجامید. پس از آن در مسجد سلیمان به منتظری ابلاغ کردند که نباید به قم برود، ولی او به قم مراجعت نمود و با وجود ممانعت شدید ساواک عدهٔ زیادی از علما، اساتید و طلاب حوزهٔ علمیه با او دیدار کردند؛ تا اینکه از ناحیهٔ ساواک او را به نجفآباد منتقل نموده و در آنجا تحت مراقبت شدید قرار دادند.
هنوز چند ماهی از پایان تبعید به مسجد سلیمان و انتقال به نجفآباد نگذشته بود که به دلیل ادامهٔ فعالیتهای سیاسی آیتالله منتظری – بویژه در خطبههای نماز جمعه که او آن را در نجفآباد پایهگذاری کرده بود – ساواک مجددا او را دستگیر و پس از محاکمه به سه سال زندان و در دادگاه تجدید نظر به یک سال ونیم زندان محکوم کرد و به زندان قصر انتقال داد.
آیتالله منتظری پس از سپری کردن دوران محکومیت، در اردیبهشت ۱۳۴۹ آزاد و راهی قم گردید؛ ولی حکومت مایل به حضور او در میان طلاب و علمای حوزهٔ علمیهٔ قم نبود و دوباره وی را به زادگاه خود تبعید نمود. او در نجفآباد به فعالیتهای خود ادامه داده و در ضمن ایراد خطبههای نماز جمعه و سخنرانیهای خود از حکومت شاهنشاهی انتقاد مینمود. هجوم جمعیت در روزهای جمعه از شهرهای دور و نزدیک به نجفآباد به اندازهای بود که این شهر به عنوان دومین پایگاه انقلاب بعد از قم درآمده بود و گزارش ساواک اصفهان در مورد آن چنین بود: «نماز جمعهٔ منتظری یک پایگاه سیاسی برای مبارزه با رژیم است.» مدت تبعید به نجفآباد مجموعاً حدود سه سال به طول انجامید.
بار دیگر رژیم حضور حسین علی منتظری در زادگاه خود را تحمل نکرد و او را به سه سال تبعید در طبس محکوم نمود. حضور او در طبس باعث اجتماع مبارزین گردید. طبق گفتهٔ مقامات امنیتی شهر طبس، در طول اقامت منتظری علاوه بر مردم شهر، نزدیک به پنجاه هزار نفر از مردم شهرهای دیگر ایران برای دیدار با او وارد طبس شدند؛ که همین رقم بزرگ دیدارکننده موجب نگرانی ساواک و انتقال او از طبس پس از گذشت یک سال گردید. از جمله اقدامات مهم آیت الله منتظری در طبس، نامهٔ سرگشاده به علما و مردم ایران در مورد اتحاد علیه «امپریالیسم و صهیونیسم» (آمریکا و اسرائیل) بود، که خشم رژیم را برانگیخت و طبق اسناد به جای مانده از ساواک عدهٔ زیادی از جمله آیتالله العظمی سیدعلی خامنهای به جرم توزیع این اعلامیه دستگیر و یا تحت تعقیب قرار گرفتند.
تسلیم ناپذیری آیت الله منتظری و پافشاری وی در فعالیتهای سیاسی چنان شد که در اواسط سال ۱۳۵۳ رژیم به تبعید مجدد وی تصمیم گرفت و او را از طبس به خلخال تبعید نمود. از آنجا که زبان مردم آن سامان آذربایجانی بود نفوذ منتظری در آغاز سرعت چندانی نیافت، اما اختلاف زبان نیز منجر به سکوت و سکون وی نشد، و بالاخره یکی از امام جماعتهای آن شهر مسجد خود را در اختیار او قرار داد. این مسجد نوساز که توسط هیأت امنا اداره میشد، مکان مناسبی جهت بسط و گسترش اندیشههای اسلامگرائی گردید. منتظری نماز در آن مسجد را آغاز کرد و همچون سایر تبعیدگاههای خویش در بین نماز تفسیر قرآن میگفت. به تدریج تعداد نمازگزاران بیشتر و فضای مسجد برای تبلیغ نهضت اسلامی آمادهتر میشد. مأموران رژیم از بیباکی غیرمنتظرهٔ تبعیدی به نگرانی افتاده و از راههای مختلف در جهت تضعیف منتظری کوشیدند و در نهایت پس از گذشت حدود چهار ماه او را به تبعیدگاه سقز منتقل نمودند.
در تبعیدگاه سقز – با وجود زمستانی بسیار سخت و حداقل امکانات شهری – آیت الله منتظری آخرین دوران تبعید خویش را گذراند. با وجود دوری از شاگردان و دوستان و اختلاف با مردم بومی منطقه از نظر مذهب و زبان، ساواک از دیدار مردم با وی دچار نگرانی شده و از مرکز خواستار تصمیمگیری در این زمینه شد؛ از طرف دیگر در ارتباط با برگزاری مراسم سالگرد پانزده خرداد در مدرسهٔ فیضیهٔ قم که دهها نفر از دوستان و شاگردان او دستگیر شده و ساواک به ارتباط دستگیرشدگان با منتظری پی برده بود، تصمیم به بازداشت و انتقال او به تهران گرفت.
در تیرماه ۱۳۵۴ آیتالله منتظری را از تبعیدگاه سقز روانهٔ زندان نمودند. ابتدا او را به بازداشتگاه کمیتهٔ مشترک تهران بردند و فردای آن روز روانهٔ زندان اوین کردند. در اوین مدت شش ماه را در سلول انفرادی گذراند. در این بازداشتگاهها با فشارهای روحی و جسمی روبرو گردید. در زیر همین فشارها و شکنجهها بود که شکنجهگر «ازغندی» به او گفته بود: «علت این که تو را از حوزه دور نگه میداریم و از این طرف به آن طرف میفرستیم این است که یک خمینی دیگر به وجود نیاید».
پس از شش ماه بلاتکلیفی در زندان اوین بالاخره در یک دادگاه نظامی به اتهام کمک به جنبش اسلامی و خانوادهٔ زندانیان سیاسی و اقدام برای تشکیل حکومت اسلامی، به ده سال زندان محکوم گردید؛ اما در زندان نیز همراه رهبرانی همچون آیتالله طالقانی به فعالیتهای جنبش اسلامی و سیاسی ادامه داد. با اینکه در زندان از بیماریهای مختلف رنج میبرد، خارج بحث «خمس» و متن «اسفار» و کتاب طهارت را برای زندانیان تدریس نمود و شخصیتهای اسلامی زندانی همچون آیتالله طالقانی و آیتالله مهدوی کنی در مجالس بحث او حاضر میشدند.
منتظری در زندان اوین نیز نماز جمعه را اقامه نمود و بسیاری از زندانیان سیاسی مسلمان از جمله آیت الله طالقانی،آیت الله مهدوی کنی، آیت الله هاشمی رفسنجانی، آیت الله لاهوتی و دیگران در نماز جمعه حاضر میشدند؛ هرچند ساواک پس از مدتی مانع اقامهٔ آن شد.
سرانجام با اوجگیری مبارزات و عقبنشینیهای پی درپی حکومت پهلوی، منتظری پس از گذراندن حدود سه سال ونیم از دوران محکومیت به همراه آیتالله طالقانی در هشتم آبان ۱۳۵۷ از زندان آزاد شد و مورد استقبال چشمگیر مردم قرار گرفت.

در پیامی که امام خمینی خطاب به منتظری به مناسبت آزادی وی صادر کرد اینچنین آمده: «هیچ از دستگاه جبار جنایتکار تعجب نیست که مثل جنابعالی شخصیت بزرگوار خدمتگزار به اسلام و ملت را سالها از آزادی، ابتداییترین حقوق بشر محروم، و با شکنجههای قرونوسطایی با او و سایر علمای مذهب و رجال آزادیخواه رفتار کند. خیانتکاران به کشور و ملت از سایهٔ مثل شما رجال عدالتخواه میترسند. باید رجال دین و سیاست در بند باشند تا برای اجانب و بستگان آنان هرچه بیشتر راه چپاول بیت المال و ذخائر کشور باز باشد.»
میزان مقبولیت و محوریت منتظری در مبارزه و انقلاب تا آنجا بود که امام خمینی در زمان تبعید، او را به عنوان نمایندهٔ تام الاختیار خویش در ایران منصوب کرد و در نامهای از وی خواست که بر جریانات بیت او در قم اشراف داشته باشد؛ و دربارهٔ او با تعابیری همچون «فقیه عالیقدر»، «مجاهد بزرگوار»، «حاصل عمر من»، «ذخیرهٔ انقلاب» و «برج بلند اسلام» یاد میکرد و حیثیت او را «واجب المراعات» دانسته و پس از پیروزی انقلاب بسیاری از مسائل فقهی و سیاسی مربوط به قوهٔ قضائیه و وزارتخانهها را به او ارجاع میداد. در پائیز سال ۱۳۵۷ زمانی که آیتالله خمینی در نوفل لوشاتو در پاریس به سر میبرد، آیتالله منتظری به پاریس سفر کرد و در خصوص جنبش انقلاب و شکلگیری حکومت اسلامی در ایران با امام خمینی(ره) مشورت نموده و دستورها و نظرات رهبر انقلاب را دریافت کرد.
پس از انقلاب
بعد از پیروزی انقلاب، آیت الله منتظری ریاست خبرگان قانون اساسی را به عهده داشت و در تدوین قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نقش مهمی را ایفا کرد. وی از عوامل کلیدی در گنجاندن اصل ولایت فقیه در قانون اساسی به شمار میرود.
در سال ۱۳۶۴ مجلس خبرگان رهبری با در نظر گرفتن احتمالاتی تصمیم گرفت حسینعلی منتظری را به عنوان قائممقام روحالله خمینی معرفی و اعلام کند.
پس از بازداشت مهدی هاشمی، وی که مهدی هاشمی را بیگناه میدانست به نشانهٔ اعتراض درسهای خود را تعطیل کرد.مهدی هاشمی به دلیل یک سری اتهامات مجرم شناخته شده و در سال ۱۳۶۶ اعدام شد.
این مسئله و چند مسئله دیگر باعث شد که منتظری از سمت قائم مقامی رهبری برکنار شود.
آیتالله منتظری اما بعد از برکناری در صحنه سیاسی کشور حضور داشت و چند موضعگیری او بخصوص در خصوص ولایت فقیه موجب حصر خانگی او شد.
حسینعلی منتظری در واکنش حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری ایران (۱۳۸۸) از مسئولان خواست نسبت به «اشتباهات انجام شده در رویدادهای اخیر»، از مردم عذرخواهی کنند و گفت: «با حمایت قاطع خود از حرکتهای غیر خشونت بار ملت مسلمان برای دفاع از حقوق حقه خود در چارچوب قانون متقن اساسی جمهوری اسلامی که جمهوریت را رکن اصلی نظام میداند، هرگونه اقدامی که منجر به ضرر غیر قابل جبران به جمهوریت نظام گردد را جایز نمی دانم. هریک از برادران و خواهران دینی ما موظف است ملت را در دستیابی به حقوق حقه خود یاری دهد. بر این اساس، هرگونه مقاومت در این راستا، به خصوص ضرب و شتم و …. ملت را مصداق بارز مخالفت با اصول اساسی اسلام مبنی بر حاکمیت ملت بر سرنوشت خود دانسته و حرام شرعی اعلام می کنم.»


چند لحظه پیش بود یه سری زدم تو دنیای مجازی بیشتر سایتها ووبلاگهای خبری وسیاسی
از سایت الف و تابناک گرفته تاسایت کلمه وچند تای دیگه تا رسیدم به وبلاگ محمد نوری زاده
خدا ییش خیلی شجاعه تو این چند وقت تا تونسته فقط از مردم وحقشون حرف زده وبس
کافیه به وبلاگش سر بزنید تا این نکته رو بفهمید.وچیزی که خوندم این بود که ایشونو احضار کردند
که چرااز رئیس قوه قضائیه انتقاد کرده .چرا از حق مردم دفاع کرده چرا از اصول انقلاب دفاع می کنه
چرا از ارزشهای جمهوری اسلامی ایران دفاع می کنه چرا

میگم چرا
چون حرف دل اونا رو نمی زنه.چون سرش وخم نمیگیره چون چشمهاشو مثل بقیه نمی بنده
چون واقعیاتو می گه .
چون میگه
قاضی ، همان کسی باید باشد که مسلمان و یهودی و کافر ، آنگاه که به محکمه اش شتاب می کنند ، از شوق سلامت و اقتدار و انصاف و عدل و تقوی و استقلال و استحکام و عطوفت و صبوری و مدارا و جایگاه پدری او در پوست نگنجند
اگه این جرمه پس قران واحادیث وروایات همه مجرمند.اخه این حرفهارو مگه تو قرآن نگفته.مگر ما کم روایت شنیدیم از ائمه در این مورد.
هر چند قرآن واحادیث رو هم واسش تعریف دلخواه خودشونو گذاشتند.
نفس کشیدن تو این وضع کار هر کسی نیست من که بعد از حذف چند تا وبلاگم جرات نوشتن مطلبی رو نداشتم .وفقط از این واون مطلب می ذاشتم چون قرار نیست هوای دلتو آزاد کنی.
|
|
|
صادق زيباکلام
|